الفيض الكاشاني
45
سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى )
شايد همانطور كه نزاع جبرى و تفويضى را كرانه پديد نيست 77 ، نزاع مولوىستايان و مولوىستيزان نيز پايانناپذير بماند ؛ ولى من دربارهء مولانا جلال الدّين و مثنوى ، در جمله ، نه آن قشرى خامانديشام كه تماسّ تن با مثنوى را مايهء پليدى بشمرد و نه آن متزيّد افراط پيشه كه بگويد : « من در جهان تنها شيفتهء مولانا جلالالدّينام و بس » ! به زعم من حق به دست كسانى است كه مىگويند : « مثنوى را بايد خواند و مكرّر خواند ، ولى با چشم باز و حواسّ جمع » 78 . در يك داورى ساده و صحيح ، « مولوى مسلمان با اخلاصى بوده است ، گيريم به سبك خودش و با اجتهاد خودش ، و البتّه با بعضى انحرافات كه در عصر او بوده و خاصّ او [ هم ] نيست » . 79 بارى ، اگر قرار باشد از مثنوى انتقاد كنيم و در بهرهورى از آن گزينشگر باشيم و پارهاى از تعاليم آن را با احتياط و ترديد و احياناً ردّ و منع تلقّى كنيم - كه البتّه مىكنيم و از يك مسلمان راستين انديشه گر جز اين پذيرفته نيست - ، آنگاه بايد به دو گونه از سخنان وى بيشتر حسّاس باشيم : يكى ، صوفيانههاى غليظ و افراطى - كه معمولًا ناقدان مثنوى بيشتر به آنها پرداختهاند - ؛ ديگر ، القائات كلامى . زيرا ، به هر روى ، مولانا جلال الدّين ، فقيهى حنفى مذهب و متكلّمى اشعرى مسلك است و مثنوى كتابى است عرفانى - كلامى . هر چند مولانا در پيروى از كلاميّات اهل سنّت عصبيّت نمىورزد ولى درونمايهء انديشهء كلامىاش اشعرى است . III - فيض كاشانى ملّا محسن فيض كاشانى ( 1006 - 1091 ه . ق . ) از فرهنگْسازترين عالمان شيعى امامى در آغاز دومين هزارهء هجرى است . وى هم در آفرينش انديشهء دينى و هم در انتقال آن نقش مهمّى ايفا كرده است ؛ در شاخههاى گوناگون دانش دين و فرهنگ تشيّع بر پسينيان خويش اثر نهاده و پايگاه مهمّى